X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 30 تیر 1392 @ 22:53

سامان ساوه و سامان چهارمحال و بختیاری

بازنشر از سایت روستای تاریخی سامان

http://www.samanvillage.ir


نوروز امسال از فرصت استفاده کردیم و به همراه خانواده سفری در مسیر تهران – خرم آباد – یاسوج – کازرون – استهبان – نی ریز – شیراز – اصفهان – شاهین شهر – تهران داشتیم، خودش یه سفر مارکوپولو بود! یکی از هدف های اصلی ما در این سفر رفتن به شهر سامان چهار محال بختیاری بود که قبل از یاسوج بود. بچه ها به شوخی می گفتن بریم به اهالی بگیم که ما هم سامانی هستیم! بعد از گردش کوتاهی در شهر، وارد یک مغازه شدیم و به بهانه خرید، از صاحب مغازه که مرد میانسالی بود، پس از احوالپرسی، پرسیدم که اهالی سامان به چه زبانی صحبت می کنند؟ که گفت: ترکی! و توضیح داد که البته خیلی از واژه ها و کلمات فارسی هستند، متوجه شدم که آنها هم همین توضیحات خود ما را می دهند، یعنی زمانی که با ترک زبان های شهرهای اصلی ترکی روبرو می شویم، آنها می گویند که ترکی شما خیلی فارسی داره و خب درست هم می گویند. ازش خواستم کمی برایمان سخن بگوید. او هم داستان بر آمدن گل نوروزی به نام «قیرمیزی گل» را تعریف کرد که البته طولانی بود و خیلی هم زیبا (حدود نیم ساعتی گوش ما رو به کار گرفت که این داستان و شعر را تعریف کنه، انگاری ما درست زده بودیم به خال و تو تمام آن سامان، رفته بودیم نزد یک آدم داستان گو!) به هر حال ترکیشان خیلی شبیه به ترکی منطقه ی ما بود، البته کمی رقیق تر، شاید چیزی شبیه یاتانی ها و قرمزینی ها، اما از نظر لهجه و اصطلاحات شباهت زیادی به ترکی ما داشت. البته خب بی شک، از نظر وسعت و جمعیت این دو سامان قابل مقایسه نیستند، میان سامان ما تا سامان چهارمحال و بختیاری، اگه تفاوت از زمین تا آسمان نباشد، بالاخره تا وسطای آسمان هست!



DSC03093-re

این هم عکسی از باغستان خروجی سامان چهار محال و بختیاری در همین رابطه هم چند وقت پیش (۱۹ خرداد ۱۳۹۰) آقای محمد نجفی بزرگوار که پیوسته من و این سایت را از نظراتشان بهره مند می سازد، طی نظراتی گفته بودند: “در پاسخ به سوالی که در خصوص ارتباط دو سامان ( سامان ساوه و سامان چهارمحال وبختیاری) شده بود،به بعرض می رسانم اشتراک های فرهنگی بسیاری این دو سامان دارند، از جمله گویش زبان ترکی هر دو خیلی به هم شباهت دارد و شهرت اهالی هر دو سامان هم خیلی شبیه است و حتی نوع محصولات باغستان ها در هر دو سامان تقربیا یکی است ( گردو، بادام، زرد آلو، گوجه سبز و… ) البته شاید خوانندگان تصورکنند این شباهت ها با مکان های دیگر وجود دارد، با این که این نظر درست است، ولی چون اینجانب با هر دو سامان و مردم آنها آشنایی کامل دارم، علاوه بر شباهت های اشاره شده، شباهت های دیگری برای من ملموس است. به نظر این جانب برای بررسی این موضوع و نتیجه گیری از آن، باید این مهم را در تاریخ و گذشته اقوام ترک و مهاجرت های آنان جستجو کرد .” به هر حال ترکی ما که عده ای معتقدند از شاخه ترکی خلج است (که البته فکر می کنم باید با احتیاط در این مورد نظر داد، در یکی از روزها در این مورد توضیحات مفصلی را منتشر خواهم کرد)، خیلی به ترکی ایلات قشقایی شیراز هم شباهت دارد. به هر حال اگر دوستان در این مورد نظری دارند، امیدوارم که ما را نیز بهره مند سازند.




نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد