X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 4 اسفند 1388 @ 15:50

سامان به روایت دهقان سامانی

سامان که بود به زیر کوه شیراز

داده است به روح مرغ سعدی پرواز

آن مرغ شده به قالب دهقان باز

گوید غزل و همی بر آرد آواز  

************************

گر بخواهی نشان تو از سامان

او بود از بلوک اصفهان

در و بامش همه گلستان است

بلبلستان و غلغلستان است

سه‌شنبه 4 اسفند 1388 @ 15:33

رخصت طلبیدن علی اکبر از پدر برای جنگ و وداع حسین بن علی با فرزند

در میان تمام شعرایی که درمورد واقعه ی عاشورا شعر سروده اند، موقعیت عمان سامانی، شاعر عصر قاجار، موقعیت ویژه ای است. در حالی که اغلب شعرا با نگاهی سوگوارانه و گاه حماسی به عاشورا پرداخته اند، وی با نگاه عرفانی خود این واقعه را به نظم درآورده است. در این کتاب گویی حسین و یارانش برای رسیدن به کمال باید مسیر مدینه تا کربلا را چون هفت شهر عشق در وادی طریقت منطق الطیر عطار بپیمایند.
اگر بخواهیم مقایسه کنیم، در حالی که محتشم کاشانی در شعر معروف «باز این چه شورش است» در گزارش کردن شاعرانه ی روز عاشورا تلاش کرده است، عمان تلاشش بر تفسیر عرفانی حرکت عاشورا و آن چه چشم ظاهر نمی بیند، متمرکز بوده است. شاید به همین دلیل باشد که هر چقدر شعر محتشم در میان توده ی مردم محبوبیت دارد، مثنوی عمان مقبول طبع خواص بوده است.
در مثنوی گنجینه اسرار عمان، هر چه هست شادی و سرخوشی است و هیچ خبری از غم و مصیبت رایج در اشعار عاشورایی نیست. چرا که در شعر او حسین و یارانش به دیدار یار می روند و هر وداعی نوید بخش وصالی دیگر است.
قسمتهایی از این مثنوی را که به رخصت طلبیدن علی اکبر از پدر برای جنگ و وداع حسین ابن علی با فرزندش اختصاص دارد بخوانید. 

تا که اکبر با رخ افروخته 

خرمن آزادگان را سوخته‏

ماه رویش کرده از غیرت عرق

همچو شبنم صبحدم بر گل ورق‏

بر رخ افشان کرده زلف پر گره

لاله را پوشیده از سنبل زره‏

نرگس سرمست در غارتگری

سوده مشک تر به گلبرگ تری

آمد و افتاد از ره باشتاب

همچو طفل اشک، در دامان باب‏

«کای پدر جان، همرهان بستند بار

مانده بار افتاده اندر رهگذار

از سپهرم غایت دلتنگی است

کاسب اکبر را چه وقت لنگی است‏

دیر شد هنگام رفتن ای پدر

رخصتی گر هست باری زودتر»

***

در جواب از تنگ شکر، قند ریخت

شکر از لبهای شکر خند ریخت‏

گفت: «کای فرزند، مقبل آمدی

آفت جان، رهزن دل آمدی

کرده ای از حق تجلی ای پسر

زین تجلی فتنه ها داری به سر

راست بهر فتنه قامت کرده ای

وه کز این قامت قیامت کرده ای

نرگست با لاله در طنازی است

سنبلت با ارغوان در بازی است

از رخت مست غرورم می کنی

از مراد خویش دورم می کنی

گه دلم پیش تو گاهی پیش او است

رو که در یک دل نمی گنجد دو دوست

بیش از این بابا دلم را خون مکن

زاده ی لیلا مرا مجنون مکن

پشت پا بر ساغر حالم مزن

نیش بر دل، سنگ بر بالم مزن

خاک غم بر فرق بخت دل مریز

بس نمک بر لخت لخت دل مریز

همچو چشم خود به قلب دل متاز

همچو زلف خود پریشانم مساز

حایل ره، مانع مقصد مشو

بر سر راه محبت سد مشو

لن تنالوا البر حتی تنفقوا*

بعد از آن، مما تحبون گوید او

نیست اندر بزم آن والا نگار

از تو بهتر گوهری بهر نثار

هرچه غیر از او است، سد راه من

آن بت است و غیرت من بت شکن

جان رهین و دل اسیر چهر تو است

مانع راه محبت‌ مهر تو است

آن حجاب از پیش چون دور افکنی

من تو هستم در حقیقت تو منی

چون تو را او خواهد از من رو نما

رو نما شو، جانب او رو نما»

عمان سامانی

سه‌شنبه 4 اسفند 1388 @ 15:27

عکسی قدیمی از پل تاریخی زمان خان

سه‌شنبه 4 اسفند 1388 @ 15:24

آرامگاه دهقان سامانی

 مکان : شهر سامان 

۲۲ کیلومتری مرکز چهارمحال و بختیاری 

 

  

 

 

جمعه 30 بهمن 1388 @ 00:57

مسجد جامع سامان

مسجد سامان در محله مسجد جامع یا میانه شهر سامان  قرار دارد. این مسجد دارای یک شبستان و دو ورودی در شمال خاوری و جنوب باختری می باشد که ورودی شمال خاوری به شکل هشتی و با گنبدی عرقچین ساخته شده است. شبستان مسجد پلانی مستطیل شکل دارد و به شیوه طاق و چشمه بر روی هشت ستون سنگی مشعلی شکل استوار شده است. مسجد سامان فاقد تزیینات خاص است و رسمی بندی هایی که از آجر و در نمای ورودی شمال مسجد به کار رفته تنها تزیینات آن است. مصالح مورد استفاده در این مسجد که قدمت آن به دوره قاجاریه می رسد، عبارتند از: آجر، گچ و ساروج

جمعه 30 بهمن 1388 @ 00:56

اشعار عمان سامانی با خط نستعلیق روی یادبود حرم حضرت ابوالفضل(ع)

سنگ یادبودی که توسط ستاد عتبات عالیات استان چهارمحال و بختیاری و با حمایت سازمان تبلیغات اسلامی استان به دنبال قبول هزینه سنگفرش حرم حضرت ابالفضل العباس (ع)، جهت نصب در حرم مطهر قمر بنی هاشم (ع) آماده شده بود روز تاسوعا سفر خود را به سمت کربلای معلی آغاز کرد.

 

به گزارش روابط‌عمومی سازمان تبلیغات اسلامی استان چهارمحال و بختیاری: سنگ مزبور که در ورودی حرم مطهر و مشرف به بین الحرمین نصب می شود روز تاسوعا از شهرها و روستاهای مختلفی چون سامان، چم زین، چلیوان، شوراب صغیر و چم چنگ عبور کرد و در عصر عاشورا میهمان مردم رضوانشهر استان اصفهان بود و طی سفری 40 روزه بعد از عبور از شهرهای مختلف کشور به سمت کربلا انتقال پیدا می کند.

استقبال از این سنگ یادبود در نوع خود بی نظیر و تکرار ناشدنی بود و مردم روستاها و شهرهای مزبور بدین واسطه نذورات و کمکهای مالی خود را جهت بازسازی عتبات عالیات به مسئولین ستاد اهداء کردند.

بنابراین گزارش: صنف سنگبران شهر رضوانشهر نیز به دنبال عزیمت این سنگ یادبود به شهر رضوانشهر اصفهان، مقدار هزار متر مربع سنگ از نوع مرمریت جهت بازسازی سنگ فرش های قسمت های دیگر حرم مطهر حضرت ابالفضل العباس(ع) را تقبل نموده اند که به زودی این مقدار سنگ طی برنامه ویژه ای به کربلا منتقل و نصب می شود.

لازم به ذکر است بر روی این سنگ به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی زیارت حضرت ابالفضل(ع) و اشعار عمان سامانی با خط نستعلیق حک شده است.

دوشنبه 26 بهمن 1388 @ 22:47

دهقان سامانی

میرزا ابو الفتح خان دهقان سامانی، ملقّب به «سیف الشعراء»و متخلّص به«دهقان» متولد سامان از توابع شهرستان شهرکرد در استان چهار مخال و بختیاری است.دهقان یکی از شاعران بنام ایران در دوره قاجاریه است. پدرش«باباخان»،از رؤسا و بزرگ زادگان سامان بود.مادرش نیز«خورشید» یا«خورشید جهان»نام داشته است.

از معروف‏ترین آثار دهقان، می‏توان به دیوان اشعار او اشاره کرد که به«شکرستان»معروف است

درباره تاریخ فوت و تاریخ تولد دهقان نظرات مختلفی گفته شده به گونه‏ای که درباره تاریخ فوت از 1240 تا 1267 قمری یعنی چیزی در حدود 27 سال را گفته اند. حتی از تاریخهایی که از لابه‏لای اشعار خود او به دست می‏آید نیز به یقین نمی‏توان تاریخ تولد او را مشخص کرد.با این حال، حدس زده می شود که در خلال سال های 1260 تا 1265 قمری به دنیا آمده باشد.

چهارشنبه 14 بهمن 1388 @ 19:01

گاهی گذرا به زندگانی عمان سامانی

سم الله الرحمن الرحیم گرچه سخن از مرثیه سرایی ، در گوی چون عمان، با قلم شکسته و خشکیده چون منی حقیر و نالایق در شان و منزلت آن بزرگ نیست، اما، چه کنم که یاد جلالت او با دل جسارت من چنان کرده که برآن شدم تا در وصف او چند کلمه ای بنویسم، گرچه اندیشه را، راهی نیست تا مقام بلند او را بنمایاند چرا که سخن از عشق فراتر از اندیشه است ، اما باشد تا این حبه در دهان مور تحفه ای باشد مقبول، به بارگاه سرور شهیدان کربلا علیه آلاف التحیه و الثنا، چرا که عمان سامانى نبود، حسینى بود. میرزا نور الله عمان سامانی ملقب به تاج الشعرا از شاعران صاحب نام و پر آوازه سالهای 1258 تا 1322 قمری است ، نیاکان او همه از درر سرایان، پارسی گوی و آذری سرای اعصار خود بوده اند، پدرش مرحوم میرزا عبدلله متخلص به ذره مولف کتاب جامع الانساب و جدش میرزا عبدالواهاب سامانی متخلص به قطره و عمویش میرزا لطف لله متخلص به دریا همگی از شاعران عهد ناصری بوده که در دانش های دیگر هم دستی داشته اند اما آوازده هیچیک از آنان چون عمان نمی باشد. در بعضی از گعده های دوستانه که هر از گاهی چند اشعار و سروده های عمان گوش را نوازش می داد آنکه مد نظر بود لطافت و حسن و دلنوازی سروده های او بود که مورد تحسین آشنا و ناآشنا می گردید چرا که جمالی در کمال اشعارش هویدا بود که گاه و بیگاه ناخواسته زبان به زمزمه اشعارش گشوده می شد. جالب است بدانید در محفلی که به یاد او در سالهای سال قبل توسط انجمن دوستداران ادب شکل یافته بود، مقرر شد لقب تاج الشعرای عمان را به بهترین سراینده محفل بدهند سروده ها را آوردند، داوران به داوری نشستند و همگی متفق علیه سروده ای را برگزیدند و لاجرم دیدند سروده برتر سروده کسی نیست جز محیط سامانی فرزند عمان تولد یافته به سال 1290 قمری و درگذشته سنه 1355. نقل است که جنازه عمان را در مسجد جامع سامان به خاک سپردند و بعدها به نجف اشرف و غری شریف به دار الاسلام انتقال دادند. اما سامان مرکز بخش لار یکی از چهار محال بختیاری است که سه محل دیگر عبارتند از کیار و گندمان و میزدج این چهار محل سابقا جزء استان دهم(اصفهان) بوده، اما بعدا به عنوان استانی مستقل به مرکزیت شهرکرد در آمده است و خوب است بدانید اهالی سامان به لهجه آذری هم سخن می گویند علی هذا شاعران آن دیار به لهجه آذری هم شعر می سرایند. اما گنچینه الاسرا شاه کار نامه عمان: آورده اند که مرحوم صغیر اصفهانی چون به دیوان عمان نظاره کرد و در اشعار او خوب نگریست، مانع آن شد تا آن دیوان به زیور طبع آراسته شود چرا که بیم آن داشت که چاپ آن اثر از شان والای ادبی او در گنجینه الاسرار بکاهد و این نمایانگر این حقیقت است که عمان در سرودن گنجینه الاسرار از عنایات حضرت اباعبدلله الحسین علیه السلام بهره مند بوده است و به روایت استاد محمد علی مجاهدی دیوان خطی او در خانواده محترم ثقفی اصفهانی نگهداری می شود و همچنین اشعار و سروده های متفاوتی از او در این سو و آن سو کتابت شده که نه در گنجینه الاسرار است و نه در دیوان شعر او چون قصیده انجمنیه و قصیده لامیه در مدح مولی الموالی علی عالی سلام الله علیه که در زمان خود زبانزد مردمان بوده است.

ادامه مطلب ...
چهارشنبه 14 بهمن 1388 @ 17:52

مرتضی تبیان

مرتضی تبیان دارای تحصیلات دانشگاهی و حوزوی , محقق و دانشمند علوم ادبی و دینی همچنین مدرس زبان و ادبیات فارسی و عربی , یکی از شعرای معاصر سامان می باشند که متأسفانه همواره گردآوری و نشر آثار خود را در پس فعالیت های مختلف خود به زمان مقتضی واگذار نموده و تا کنون اشعار و نوشته هایشان مجال نشر و چاپ را پیدا ننموده است .

دیدی که دمی دل نشد از غصه رها  وافسرد بنفشه مرغواشد مروا

لب خشک شد از تشنگی و آب ندید تب سوخت سراپای وجودم یکجا

 آسوده مبین کسی دراین دیر خراب خسران کثیر بینی از شرب شراب

 ندهد به تو سود کشته بدکاران درد عطشت کشد ز دیدار سراب
چهارشنبه 14 بهمن 1388 @ 17:46

مردم شهرسامان تجمع اعتراض آمیزکردند

ردم شیفتۀ اهل بیت (ع) شهر سامان با حضور در خیابان ها و سر دادن شعار، هتک حرمت به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را محکوم کردند.

به گزارش روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی چهارمحال و بختیاری، روحانی مستقر سامان گفت: مردم فهیم و همیشه در صحنه شهر سامان از توابع شهرستان شهرکرد با حضور در راهپیمایی و سر دادن شعار بیزاری خود را از توهین کنندگان به عاشورای حسینی اعلام کردند.

حجة الاسلام سید رحمان قاسمی افزود: این مراسم روز چهار شنبه 9 دی 1388 از ساعت 15 از میدان شهید جعفر زاده آغاز شد با حضور گسترده ی اقشار مختلف مردم تا میدان بسیج ادامه داشت و در پایان بیانیه ای مبنی بر محکوم نمودن این حرکت شیطانی قرائت شد.

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:42

پل تاریخی زمانخان

پل تاریخی زمانخان در مجاورت شهر سامان در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است. تفکر اولیه ساخت پل در این مکان به دوره ساسانیان برمی گردد. این پل به دستور زمان‌خان یکی از سران ایل قشقایی که زمانی دامنه کوچ آنها تا منطقه می‌رسید بر روی رودخانه زاینده‌رود احداث گردید. دهکده سیاحتی زاگرس که دارای واحدهای اقامتی و مشرف به زاینده رود و پل زمانخان است در مجاورت این پل بنا شده است. قرار گرفتن این پل بر روی آبهای زاینده رود و وجود مناظر طبیعی چشمگیر اطراف در کنار اقدامات عمرانی انجام شده، این منطقه را به یکی از قطب های گردشگری استان چهارمحال و بختیاری تبدیل کرده است.

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:39

پل زمان خان

 

 

 

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:34

وداع

خواننده : سید حسام الدین سراج  

آهنگساز : سید محمد میر زمانی 

 اشعار : گنجینه اسرار عمان سامانی 

 ضبط موسیقی : استودیو مرکز موسیقی حوزه هنر 

 صدابرداران : حسن عسکری / مهدی اردستانی  

میکس کامپیوتری : علیزاده  

خط معلی : استاد حمید عجمی  

گرافیک : مرجان کشانی  

خوشنویس : سعید نقاشیان  

منتشر : استودیو مرکز موسیقی حوزه هنر  

تولید و انتشار نوار :1381/1384  

انتشار لوح فشرده : ۱۳۸۴ 

 

از اینجا بشنوید

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:29

گنجینة الاسرار

گنجینة الاسرار یا گنجینه‌الاسرار یا گنجینهٔ اسرار معروف‌ترین اثر عمان سامانی از شاعران معروف شهر سامان استان چهارمحال و بختیاری  است. او آثاری دیگر از جمله مخزن الدرر دارد. او را بنا به وصیتش در شهر نجف به خاک سپرده‌اند.

گنجینةالاسرار این‌گونه آغاز می‌شود :

کیست این پنهان مرا در جان و تنکز زبان من همی‌گوید سخن
این که گوید از لب من راز کیستبنگرید این صاحب آواز کیست
در من این‌سان خودنمایی می‌کندادعای آشنایی می‌کند

از نظر عمان سامانی مسیر مدینه تا کربلا هفت شهرعشق است که امام و همراهانش باید وادی‌های طریقت را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارند تا به سیمرغ عشق دست یابند. این اصل که زیربنای جهان‌بینی عرفانی است، خود مبتنی بر حدیث قدسی معروفی است که بر طبق آن خداوند متعال، در پاسخ به سئوال حضرت داود(ع) از علت و انگیزهٔ آفرینش، چنین می‌فرماید:

کُنتُ کِنزاً مخفیاً فَاَحبَبتُ اَن اُعرَف، فَخَلَقتُ الخَلقَ لِکَی اُعرَف.
ادامه مطلب ...
یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:26

عمان سامانی

عمان سامانی از شاعران معروف شهر سامان استان چهارمحال و بختیاری است. میرزا نور الله «عمان سامانی» ملقب به تاج الشعرا از شاعران صاحب نام و پر آوازه سالهای ۱۲۵۸ تا ۱۳۲۲ قمری است، نیاکان او همه از دری سرایان، پارسی گویان و آذری سرایان اعصار خود بوده‌اند، پدرش مرحوم میرزا عبدلله متخلص به «ذره» مولف کتاب جامع الانساب و جدش میرزا عبدالواهاب سامانی متخلص به«قطره» و عمویش میرزا لطف لله متخلص به «دریا» همگی از شاعران عهد ناصری بوده‌اند که در دانش‌های دیگر نیز دستی داشته‌اند اما آوازه هیچیک از آنان به عمان نمی‌رسد. مرحوم دهخدا در باره عمان سامانی می‌نویسد: «میرزا نوراﷲ بن میرزا عبداﷲ بن عبدالوهاب چهارمحالی اصفهانی. ملقب به تاج الشعراء و مشهور به عمان سامانی. وی از اهالی قریه «سامان» است که آن از قرای چهارمحال خاک بختیاری می‌باشد. وی در سال ۱۲۶۴ هـ.ق. متولد شد و در شب سه شنبه دوازدهم شوال سال ۱۳۲۲ هـ.ق. درگذشت و در وادی السلام نجف دفن شد. او را دیوانی است به نام «گنجینة الاسرار» که در هند و در ایران به چاپ رسیده‌است».

نقل است که جنازه عمان را در مسجد جامع سامان به خاک سپردند و بعدها به نجف اشرف و غری شریف به دار الاسلام انتقال دادند.

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:23

زبان و ادبیات

زبان مردم شهر و روستاهای پیرامون سامان اکثرا" ترکی است و گویا از نسل ترکان قشقایی مهاجر به بختیاری می‌باشند.

اهالی سامان در محیط اداری و مدرسه به فارسی سخن می‌گویند، اما در خانه و کوی و برزن غالبا" با هم به زبان ترکی قشقائی حرف می‌زنند. بخاطر همین اکثر شاعران آن دیار به غیر از فارسی به زبان ترکی قشقائی وگاها" بختیاری نیز شعر می‌سرایند.

سامان یک منطقه شعرخیز است. سامان زادگاه شاعرانی چون عمان سامانی و دهقان سامانی می‌باشدکه درایلات بختیاری می‌زیسته‌است. از شاعران دیگر می‌توان به «قطره سامانی»، «نیسان سامانی»، «قلزم» و ... نام برد.

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:21

اقتصاد و صنعت گردشگری

که یکی از مهم‌ترین قطب‌های کشاورزی استان چهارمحال و بختیاری محسوب می‌شود.به دلیل قرار گرفتن در حاشیه زاینده رود از بهترین وزیباترین مناطق گردشی ایران بشمار می‌آید. مجتمع فرهنگی تفریحی پل زمانخان و باغهای اطرافش، مجموعه کاخ پیشین فرح دیبا که اکنون به هتل تبدیل شده، کازینو که به وزارت ارشاد واگذار شده و طرح دریاچه مصنوعی که در مسیر رودخانه زاینده رود درنظر گرفته شده‌است، آیندهٔ خوبی را از نظر گردشگری برای این شهر نوید می‌دهند. طرح ساخت مجموعه‌ای از خانه‌های ویلایی نیز در دست تهیه‌است.

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:17

مراسم عروسی

ازدواج بدین صورت است که اول پسر مبلغی را که پدر دختر بعنوان شیر بهاء تعیین می کند باید به عروس بپردازد، ضمنا" در مورد تهیه جهیزیه پدر دختر صاحب اختیار است و هر چه را میل دارد تهیه میکند صبح روز عروسی با ساز و دهل عروس و داماد را جداگانه تا حمام همراهی میکنند و بعد از استحمام دوباره با ساز و دهل عروس و داماد تا خانه همراهی میکنند و در منزل عروس و داماد تا شب به رقص و پایکوبی مشغول میشوند.

دو شب بعد از عروسی داماد به عنوان سلام به خانه پدر زن می آید البته با اقوام خویش، عده ای در منزل عروس شام می خورند و عده ای هم در منزل داماد و در ضمن وجهی هم میپردازند، که باین شب (شب دواغ) می گویند در ضمن شب عروسی هر عده ای که از طرف عروس دعوت شده منزل عروس شام میخورند و هر عده ای از طرف داماد دعوت شده اند منزل داماد شام میخورند.

بعد از شب دواغ عروس را با ساز و دهل به خانه داماد می آورند و به عروس میگویند دو رکعت نماز حاجت بخوان و هر چه دعا دارد بکند.

چیزی که روز عروسی از همه جالب تر است این است که پس از اینکه داماد را با ساز و دهل از حمام به خانه آوردند برای او تخت می زنند و اطراف دیوارها را با پارچه های رنگارنگ تزئین میکنند، و داماد را روی تخت می نشانند و اول خواهر داماد می آید و به چشم داماد سورمه میکشد و مقداری به توانائی خود پول به داماد میدهد بعد از خواهر داماد بقیه اقوام هر یک همین عمل را انجام میدهند.

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:17

اعتقادات خرافی

هنگامی که عروس را به حجله می آورند میخ آهنی بزرگی را بشدت بزمین می کوبند و معتقدند بدینوسیله میخ زندگی او را محکم کرده اند و زندگی آنان به جدائی نخواهد کشید.

2-   وقتی عروس را وارد حجله می کنند بچة پسری را به بغل او می دهند و عقیده دارند بچه اول عروس پسر خواهد شد.

3-   موقعی که می خواهند عروس را از خانه پدر به خانه داماد ببرند دو عدد نان و چند تخم مرغ پخته را در دستمالی قرار داده و توسط برادر عروس به کمر عروس بسته میشود تابخانه داماد ببرد و عقیده دارند بدینوسیله خیر و برکت به خانه شوهر خواهد برد.

4-   هنگامی که زنی میزاید و در بستر می خوابد یک لنگه گیوه به جلو در اطاق میکوبند و معتقدند که وقتی کسی از راه میرسد و خسته است خستگی خود را به گیوه می دهد و در غیر اینصورت خستگی دچار بچه شده و بچه خفه خواهد شد.

5-   اگر کسی ناگهان مریض وی یا شکه شود آتشی روشن کرده و چندین بار بیمار را از روی آتش عبور میدهند و عقیده دارند با این کار بیمار بهبود خواهد یافت.

6-   عقیده مردم بر این است که هر کس ستاره ای در آسمان دارد و هنگامی که می میرد ستاره او نیز می سوزد بدین جهت هر گاه شهابی را در آسمان به بینند می گویند کسی مرده و این ستاره اوست که میسوزد.

7-   عده ای عقیده دارندکه آب نیز نر و ماده دارد، بدین جهت چندین سال پیش هنگامی که آب یکی از قنوات سامان که بنام (لاغ دم) معروف است بسیار کم میشود عقیده پیدا می کنند که این آب نر و زن می خواهد بنابر این دختری را با ساز و دهل به مظهر قنات آورده اند و او را وارد آب می کنند و در نتیجه آب زیاد جریان می یابد.

8-   هنگامی که قالی را می برند (کوجی) آنرا در سر گذر می گذارند و یکی می ایستد تا به بیند چه کسی می آید، اگر پسر یا مرد آمد می گویند زن آبستن پسر می زاید و اگر دختر یا زن آمد می گویند زن آبستن دختر می زاید.

9-   روز سه شنبه برای نذر کاچی می پزند و به کاچی سه شنبه معروف است، هفت عدد مغز بادام را در آن می اندازند وبعد از پختن تقسیم می کنند هر یک از این مغز بادامها در سهم هر خانواده ای که قرار گرفت (البته بطور تصادف) باید آن خانواده کاچی به پزد.

هنگامی که سگ با صدای ناراحت کننده ای زوزه بکشد کفش را وارونه قرار میدهند ومعتقدند که سگ دل درد گرفته و یگر خاموش می شود.

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:16

افسانه علی مکان

در مشرق سامان دره مصفائی وجود دارد که مردم معتقدند حضرت علی علیه السلام هنگام مسافرت در اینجا توقف کرده شب را مانده است بدین جهت این دره را علی مکان می نامند، البته هیچگونه آثاری وجود ندارد که مؤید این عقیده باشد، روزهای جمعه در اینجا به پختن نذری می پردازند.

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:15

افسانه کوه شیراز

در مورد کوه شیراز که در 3 کیلومتری غرب سامان واقع است افسانه أی نقل می کنند کهوجه تشبیه این کوه از همین جا ناشی میشود همچنین ثابت می کند که ایلات قشقائی تا سامان بیشتر می آمده اند، چوپانی در این کوه گله هائی داشته که هر روز برای آب دادن آنا را به سرچشمه می آورده و آب می داده، روزی متوجه میشود، که پیشرو گله که بنام (دوبر) نامیده می شود، چند روز است از چشمه آب نمی خورد چوپان در مورد پیدا کردن علت برمی آید تا اینکه می بینید (دوبر) از سوراخ سنگی آب میخورد، چوپان نی هفت بندی که علائم مخصوصی هم داشته وارد سوراخ می کند، اتفاقا" از دست او رها شده و در سوراخ بائین می رود تا اینکه پس از قشلاق چوپان در بازار شیراز نی خود را می بینید و از آن پس معتقد می شود که از زیر کوه تا شهر شیراز آب جاری است و برای همین نی او توسط آن آب به شیراز امده و سپس از آب گرفته شده است و این افسانه را هنوز هم عده أی نقل میکنند و معتقدند که از زیر کوه تا شیراز جریان آبی وجود دارد.

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:15

افسانه نعل شکن

در کوه برمه که در جنوب غربی سامان کشیده شده یک شکاف حاصل شده که کاملا" شبیه پای اسب و نعل است، مردم عقیده دارند هنگامی که حضرت علی (ع) از این نقطه عبور می کرده پای اسبش به کوه می خورد و در نتیجه کوه شکسته، و جای پای اسب در کوه باقی مانده است. این شکستگی چنان منظم و زیباست که گوئی قالبی از جای پای اسب ریخته اند.

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:14

افسانه زن و مرد

در شمال غربی سامان بر دامنة تپه أی چند ردیف سنگ بزرگ و کوچک چنان بچشم می خورد که گوئی گله أی از گوسفند و شتر هستند که خوابیده اند بطوریکه اگر کسی از جریان اطلاع نداشته باشد واز فاصله دور منظره را می بیند گمان می کند گلة گوسفند وشتری را خوابانده اند.

مردم سامان معتقدند که این سنگها گله ی گوسفند هستند که در اثر غضب خداوند به سنگ تبدیل شده اند، جریان از این قرار است که زن گله داری مشغول پختن نان بوده و در همین هنگام بچه کوچکش مدفوع می کند زن چند نان بر میدارد تا بچه را پاک کند ولی دو عدد دستمال ابریشمی خداوند از آسمان برایش می فرستد ولی زن دستمالها را برداشته و با نان بچه را پاک می کند در نتیجه خداوند به او غضب می کند و او و شوهر و تمام گوسفندان و شترهای او را سنگ می کند.

این محل را امروزه دره زن و مرد می نامند و هر کس از این نقطه عبور کند یک سنگ به قبر زن و یک سنگ هم به قبر مرد می زند وبه آنان لعنت می فرستد.

یکشنبه 6 دی 1388 @ 13:08

سامان

سامان یکی از شهرهای استان چهارمحال و بختیاری است. شهر سامان در حاشیه دامنه کوه شیراز قرار دارد. بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ جمعیت سامان برابر با ۱۴٬۷۷۷ نفر بوده است مذهب مردم این دیار سیعه دوازده امامی و زبان رایج ترکی است.

( تعداد کل: 480 )
<<    1       ...       16       17       18       19       20